الشيخ حسين المظاهري
21
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
اين دو بعد در اصطلاح علم اصول « بعد فعلى » و « بعد فاعلى » ناميده مىشود ، مثلًا « اديسون » برق را اختراع كرد ، اين كار از نظر « بعد فعلى » براى جامعه بسيار سودمند و كارى شايسته و خدمتى شايان محسوب مىشود ، و از نظر اسلام چون مشروط به نيت نيست و باصطلاح علم اصول از « توسليات » است نه از « تعبديات » پاداش هم دارد زيرا خدمت به مردم است . خداوند مىفرمايد : « انا لا نضيع اجر من احسن عملا - انالله لا يضيع اجرالمحسنين » « 1 » ( ما اجر كسى را كه كار نيكى انجام داده ضايع نمىكنيم - قطعاً پروردگار پاداش نيكوكاران را ضايع نمىسازد ) . اما اين كار اديسون از نظر « بعد فاعلى » و انتساب عمل به فاعل و خوب و بدبودن عمل ، بستگى به كيفيت صدور آن از آقاى اديسون دارد ، آيا اختراع او براى خدا بود يا براى كسب جايزهى نوبل ؟ براى خدمت به جامعه بوده يا براى شهرت ؟ براى ماديت بوده يا معنويت ؟ « لكل امرء مانوى » ، اگر براى آخرت و خدا و خدمت به جامعه بوده پاداش آن بهشت ، معنويت و انسانيت است ، و اگر منظورش ماديات دنيوى و شهرت بوده ، پاداش او نيز مادى و ارضاء غريزه و تشكر مردم است ، و براى او هيچ ارزشى ندارد ، بلكه ارزش آن جز ضرر به مقام انسانيت و تقويت غرائز كه زنده كنندهى ما ديگرى و كشندهى اخلاق است ، چيز ديگرى نخواهد بود . قرآن كريم اينگونه عمل را كه جنبهى روحى و بعد فاعلى نداشته باشد گاهى به خاكسترى كه دستخوش طوفان شود و گاهى به سراب تشبيه كرده است و فاعل عمل را نيز چون كسى مىداند كه در ظلمت و سياهى در امواج طوفانى دريا غوطه مىخورد : « مثل الذين كفرو ابربهم اعمالهم كرما داشتدت به الريح في يوم عاصف لايقدرون مما كسبوا علي شيء ذلك هوالضلال البعيد » « 2 »
--> ( 1 ) - سورهى كهف آيهى 30 و سورهى توبه آيهى 120 ( 2 ) - سورهى ابراهيم آيهى 18